برای آرتا

بهترین هدیه ی خدا

تولد دو سالگی

آرتا جان امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی .... تولدت مبارک پسرم 9آبانماه 1394   هدیه ی من و بابایی به شما یک عدد تبلت با دنیایی از عشق تابعد   ...
12 آبان 1394

فرزند دلبندم آرتا

زود بزرگ نشو مادر. کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو فرزندم قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ، آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز! همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ، ولی زود بزرگ نشو مادر. آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت. آن سوی سن و سال خبری نیست . کودکی کن ، از ته دل بخند به ادا...
15 شهريور 1394

18ماهگی

سلام پسر گلم این روزا بشدت با کمبود وقت روبرو هستم و اصلا فرصت خاطره نویسی ندارم عزیزم واکسن 18 ماهگی شما رو با چند روز تاخیر زدیم که خیلی اذیت شدی و از اون روز دیگه تقریبا هیچ چیز نمیخوری و منو بشدت نگران کردی برای دیر به حرف اومدنت هم خیلی نگران بودم که خداروشکر با مشورت متوجه شدم کاملا طبیعیه و جای نگرانی نیست چند روزی هم سفر به یزد داشتیم ارتا در باغ دولت آباد یزد تا بعد   ...
20 ارديبهشت 1394

نوروز94

  سال نو مبارک   امیدوار م سال پیش رو سال برآورده شدن آرزوهاتون باشه لحظه تحویل سال نو ساعت2و15دقیقه نیمه شب بود امسال رو با ساراجون و آقای دهقانی سال رو تحویل کردیم خیلی خوش گذشت هفته ی اول در تهران و مشغول دیدوبازدید و هفته ی دوم چابکسر.سرولات.مشغول دیدوبازدید خانواده ی همسری عزیزو گشت و گذار در شمال بارانی و البته گاهی آفتابی در کل خوب بود این هم از عکسهای سال نو آرتا جون و سفره ی هفت سین که بخاطر عدم دسترسی ارتایی؛ کوچولو وجمع و جور درست کردم ارتا و خونه ی عمه فرزانه جونم ارتا و گلشیدجون (دخترعموی آرتاجون) آرتا در سرولات در حال گشت و گذار آرتا...
16 فروردين 1394

شیطنت های بیش از پیش

سلام بر کوچولوی مهربون مامان عزیزم این روزها بشدت با کمبود وقت روبرو هستم گاهی بقدری خسته میشم که دیگه واقعا توان هیچ کاری رو ندارم البته این مسئله ی مفرط خستگی هم بدلیل شیطنتهای بیش از پیش شماست و هم بدلیل تغییر سمتم در اداره که کمی سخت تر از گذشته شده حالا از مسئله ی تکراری و همیشگی خستگی بگذریم میرسیم به شیطنتهای شما اصلا نمیشه پیشت من و بابایی موبایل دست بگیریم چون سریع از دستمون میگیری و با همه تماس میگیری و کل برنامه ها رو هم تغییر میدی البته گاهی تغییراتی که ما خودمون هنوز کشفشون نکردیم و نمیدوستیم موبایلمون چنین برنامه ها و آبشنهایی داره هنوز بصورت کلمه کلمه حرف نمیزنی و گاهی حرفات در حد چندین حروفه مثل بابابابا.ماماما ...
16 اسفند 1393

شیطنتهای آرتا

ارتا جون در حال غذاخوردن بصورت مستقل و دلخواه خودش در این روزها تفریح این روزهای ارتا جون(باز کردن در یخچال و ایستادن جلوی یخچال) پسرک ما در حال وزن کردن خودش ارتا جون و اسب سواری با بابایی ارتا در خال خرابکاری(بنده ی حقیر بدلیل حرفه ای بودن هنر عکاسی مانع خرابکاری نشدم تا عکس دریافتی بیش از حد رئال و واقعی باشه به این میگن مادر نمونه ) آرتا جونم اینجا ژست گرفته تا ازش عکس بگیرم تا بعد   ...
14 بهمن 1393

پراکنده از این روزها

پسر خوبم ارتا جون این روزها اینقدر شیطون بلا شدی که من یک دقیقه نمیتونم به حال خودم باشم اما شیطون بلای دوست داشتنی که گاهی بعضی از کارا رو که برای اولین بار انجام میدی دوست دارم اون موقع بگیرمت و بخورمت چند وقت پیش دستمو به سمتت تکون میدم و میگم ارتا بیا بعد دیدم دستت رو تکون میدی و بهم اشاره میکنی که بیا یعنی ادای کار منو در میاری وقتی تلفن زنگ میخوره سریع با ذوق تلفن رو برمیداری و به دست من میدی تا جواب بدم دو هفته پیش عروسی دوست بابایی رفته بودیم از اون روز به بعد شما نی نای نی نای یاد گرفتی و پا میکوبی خیلی حرفه ای و وقتی چند نفر دست میزنن کلی کیف  و ذوق میکنی موبایل من و بابایی رو کامل میشناسی و وقتی هر کدومش رو روی زم...
28 دی 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای آرتا می باشد