واکسن دو ماهگی
نهم دیماه صبح زود واکسن دوماهگی آرتاجونو زدیم و برای اینکه احتمال داشت ارتا جون تب یا بد قلقی کنه و همچنین برای اینکه بابایی بتونه در فرجه ها چند روز با خیال راحتتری درس بخونه روانه ی خونه ی مامان بزرگ شدیم
توی خونه ی مامانینا بخاطر چند روز تعطیلی همه نوه ها جمع بودن و آرتا جون کلی طرفدار داشت مخصوصا بچه ها خیلی دوست داشتن که آرتا رو بغل کنن و باد گلوشو بگیرن واین بخش طرفدار بیشتری داشت
این هم عکس دخترخاله و پسرخاله ها

از سمت راست(حسین-زینب-عرفان و آرتا)
خدا رو شکر آرتاجون بخاطر واکسنش زیاد اذیت نکرد اما نمیدونم به چه دلیلی ارتا دقیقا از ساعت ١٠ شب تا ٢نیمه شب به شدت گریه و بیقراری میکنه که امیدوارم هرچه سریعتر این مشکل ارتاجون هم حل بشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



واکسن دو ماهگی
